<?xml version="1.0" encoding="UTF-8"?>
<rss version="2.0"
	xmlns:content="http://purl.org/rss/1.0/modules/content/"
	xmlns:wfw="http://wellformedweb.org/CommentAPI/"
	xmlns:dc="http://purl.org/dc/elements/1.1/"
	xmlns:atom="http://www.w3.org/2005/Atom"
	xmlns:sy="http://purl.org/rss/1.0/modules/syndication/"
	xmlns:slash="http://purl.org/rss/1.0/modules/slash/"
	>

<channel>
	<title>مجله نو اندیش</title>
	<atom:link href="http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2" rel="self" type="application/rss+xml" />
	<link>http://www.abdollahamidi.com</link>
	<description>این مجله متعلق به عبدالله عمیدی است و  انعکاس دهنده دیدگاه وی در حوزه علوم اجتماعی و ارتباطات اجتماعی و جامعه شناسی سیاسی می باشد</description>
	<lastBuildDate>Wed, 02 May 2012 05:30:33 +0000</lastBuildDate>
	<language>fa</language>
	<sy:updatePeriod>hourly</sy:updatePeriod>
	<sy:updateFrequency>1</sy:updateFrequency>
	<generator>http://wordpress.org/?v=3.3.1</generator>
		<item>
		<title>تفکر و پیشرفت و بسترهای مورد نیاز</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=163</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=163#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 02 May 2012 05:30:33 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=163</guid>
		<description><![CDATA[پیشرفت اسلامی- ایرانی یکی از نیازهای بنیادین ملی و فراملی برای جمهوری اسلامی ایران است، نظامی که به‌عنوان کانون انقلاب اسلامی عمل می‌کند. آیندۀ جهان در دگرگونی‌هایی که امروز در حال رخ دادن است ترسیم شده و شکل خواهد گرفت، &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=163">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p align="right">پیشرفت اسلامی- ایرانی یکی از نیازهای بنیادین ملی و فراملی برای جمهوری اسلامی ایران است، نظامی که به‌عنوان کانون انقلاب اسلامی عمل می‌کند.</p>
<p align="right">آیندۀ جهان در دگرگونی‌هایی که امروز در حال رخ دادن است ترسیم شده و شکل خواهد گرفت، تمام جوامع و عناصر دگرگون ساز وضعیت موجود، چشم امیدشان به ایران اسلامی است و از ابراز آن نیز ابایی ندارند.<a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/CMHRimage1.gif"><img class="aligncenter size-full wp-image-165" title="CMHRimage[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/CMHRimage1.gif" alt="" width="300" height="300" /></a></p>
<p align="right">انقلاب اسلامی که با شکل و سامان دادن به نظام جمهوری اسلامی در ایران، ضمن دفع و رفع صدها تجاوز و توطئه و تخریب و آشوب و محاصره و تحریم و فتنه و نا امنی و&#8230; توانسته وارد دهۀ چهارم عمر خود شود، باید بتواند الگویی نوین در ادارۀ جامعه که پاسخ‌گوی تمام نیازهای آن باشد ارایه دهد.</p>
<p align="right">مبانی نظام جمهوری اسلامی مشخص و در میدان عمل نیز کارآمدی آن اثبات شده است، اما دو مسئلۀ مهم وجود دارد که جز با کار فکری متنوع و عمیق حل نخواهد شد.<a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/IslamicIran1.jpg"><span id="more-163"></span></a></p>
<p align="right"> </p>
<p align="right"><img class="aligncenter size-medium wp-image-164" title="IslamicIran[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/IslamicIran1-300x224.jpg" alt="" width="300" height="224" /></p>
<p align="right">الف) نارسایی‌های مدیریتی که بیشتر در حوزۀ اقتصاد و رفتارهای سیاسی-اجتماعی ظهور و بروز دارد.</p>
<p align="right">ب) تبیین علمی راه  طی شده و مسیر پیش‌رو برای رسیدن به اهداف میانی و نهایی که به ترتیب عدالت و کمال انسانی می‌باشد.</p>
<p align="right">بی شک بخشی از مدیران نظام اجرایی کشور، همواره در مسیرهایی قرار داشته یا قرار گرفته‌اند که با گفتمان انقلاب اسلامی همخوانی نداشته و ندارد.</p>
<p align="right">مدیران دولت سازندگی، مدیران دولت اصلاحات، مدیران دولت مدعی عدالت و معنویت، هر کدام خواسته یا نخواسته از مسیر گفتمان انفلاب اسلامی فاصله گرفته یا در دام تفکر مدعیان سیطرۀ بی چون و چرای توسعۀ غربی قرار گرفته‌اند و یا به آزمون و خطایی پرداخته‌اند که نشان می‌دهد در مبانی انقلاب، خوب اندیشه نکرده و حاظر نیستند از اندیشمندان اصیل نیز بهره بگیرند.</p>
<p align="right">الگوی اسلامی-ایرانی پیشرفت، قبل از هر مسئله‌ای باید به این دو مقوله بپردازد که محور آن، مبانی مدیریت و اقتصاد اسلامی-ایرانی است.</p>
<p dir="rtl">برای تحقق این هدف-که شدیدا مورد نیاز نظام و انقلاب اسلامی می‌باشد- بهترین چاره، بستر سازی مناسب برای شکل‌گیری هسته‌های فکری و رونق گرفتن تفکر در جامعه، به ویژه در بین عناصر متعهدِ اندیشمند و دارای تجربه در حوزه‌های مختلف است. عناصری که محمل رشد و شکوفایی آنان، حوزه‌هایی چون دفاع مقدس، عرصه‌های مختلف فرهنگی، رسانه، هنر، سازندگی جهادی و بسیج بوده است.</p>
<p dir="rtl">راه‌های  سامان دادن به هسته‌ها فکری و رونق بخشی به تفکر نیز خود نیازمند اندیشه و فکر است، نمی‌توان بدون برنامه و بسترسازی، انتظار شکل‌گیری اینگونه هسته‌ها و رونق گرفتن تفکر در جامعه را داشت.</p>
<p dir="rtl">از طرفی بسترسازی را نباید درون سیستمی تعریف کرد، به عبارت دیگر، سازمان‌هایی که خود را مورد خطاب این پیام می‌دانند، باید به این مهم توجه کنند که اگر با تفکر درون سیستمی موضوع را دنبال نمایند، روزمرگی‌های مرسوم یکی از موانع جدی طولانی شدن یا ناموفق بودن چنین برنامه‌هایی خواهد بود.<a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/مطهری.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-166" title="مطهری" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/05/مطهری-232x300.jpg" alt="" width="232" height="300" /></a></p>
<p dir="rtl">بهتر است برای تجمع عناصر فکری که نشانه‌هایی از اندیشیدن و خلاقیت را از خود بروز داده‌اند، بسترهایی فراهم کرد تا به‌دور و بدون دغدغه‌های روزمرگی به تولید فکر و اندیشه بپردازند.</p>
<p dir="rtl">اگرچه سازمان‌های مسئول در هر دستگاه و نهاد، تلاش‌هایی صورت می‌دهند که در خور توجه است، اما قیدها و محدودیت‌ها و ضرورت‌های روزمرگی و اجرای کارهایی که حیات جاری سازمان و نهاد به آن بسته است، مانع از جامع‌نگری و تنوع در تولید فکر و اندیشۀ مورد نیاز می‌شود.</p>
<p dir="rtl">ضمن حفظ و حمایت جدی‌تر از این سازمان‌ها و مجموعه‌ها که در تمرکز بر مسایل مبتلابه، نقش بسزایی دارند، باید از شکل و سامان بخشی به مجموعه‌های فرا سازمانی و بینابینی نیز غافل نشد.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=163</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>رضا سفارش رضا می کرد</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=157</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=157#comments</comments>
		<pubDate>Fri, 20 Apr 2012 14:10:05 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=157</guid>
		<description><![CDATA[بیمارستان بقیت الله بخش &#8220;وی آی پی&#8221; جمعه اول اردیبهشت سال ۹۱ &#8230;-&#8230; به سمت در شیشه ای می رویم در باز نمی شود آهان اینجا بیماران ویژه بستری می شوند زنگ&#8221;آیفون&#8221; می زنم در باز می شود حاج اصغر &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=157">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><span style="color: #444444;">بیمارستان بقیت الله بخش &#8220;وی آی پی&#8221; </span></p>
<p>جمعه اول اردیبهشت سال ۹۱</p>
<p>&#8230;-&#8230;</p>
<p>به سمت در شیشه ای می رویم</p>
<p>در باز نمی شود</p>
<p>آهان اینجا بیماران ویژه بستری می شوند</p>
<p>زنگ&#8221;آیفون&#8221; می زنم</p>
<p>در باز می شود</p>
<p>حاج اصغر تعارف می کنم او با نگاهش می گوید همزمان و همراه می رویم</p>
<p>از مسئول بخش یا فردی که فعلا مسئولیت پاسخگویی دارد می پرسیم</p>
<p>: می گوید کمی جلوتر سمت&#8230; اتاق&#8230;</p>
<p>به محض رسیدن جلو اتاق خانمی خارج می شود</p>
<p>شکر خدا غمگین نیست</p>
<p>باید بشناسمش</p>
<p>می پرسم شما باید همسر آقا رضا باشید</p>
<p>می گوید بله&#8221;البته سلام داده ام و در حین پرسش و پاسخ احوالپرسی هم می کنم&#8221;</p>
<p>حاج اصغر وارد اتاق می شود</p>
<p>کمی تعجیل بی مورد می کنم</p>
<p>سئوال جواب و احوال پرسی ام با همسر آقا رضا ناقص رها می ماند و من هم وارد اتاق می شوم</p>
<p>رضا روی تخت نشسته است</p>
<p>جوانانی با سیمایی آشنا گرد اویند</p>
<p>از لابلای جوان ها به سمت بالایی تخت می روم<a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/04/r-borji.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-158" title="r borji" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/04/r-borji.jpg" alt="" width="160" height="200" /></a></p>
<p>رضا در آغوش حاج اصغر است و کلمه های ناقص رضا بوی خوشحالی احوالپرسی را در فضا منتشر می کند</p>
<p>او را در آغوش می گیرم</p>
<p>می بوسمش</p>
<p>آهان حالش از یکی دوساعت پیش خیلی بهتر است</p>
<p>خانم و آقای جوانی وارد می شوند</p>
<p>جوان های بسیجی که در اردوهای سازندگی با رضا آشنا شده اند اجازه رفتن می خواهند</p>
<p>همسایه آقا رضا با همسرش هم آمده اند</p>
<p>یکی از بستگان ایشان هم با خانوتده آمده اند<a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/04/r-borji1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-159" title="r borji1" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/04/r-borji1-300x213.jpg" alt="" width="300" height="213" /></a></p>
<p>اتاق مملو از جمعیت است</p>
<p>جوانان آشنا خدا حافظی می کنند تا کمی مجال اتاق برای دیگران بیشتر شود</p>
<p>رضا که حاج اصغر را کنار خودش نشانده شروع به گفتن می کند</p>
<p>از مسلمانان و شیعیان اروپا</p>
<p>گویا برنامه ای در دست ساختن دارند</p>
<p>و زمستان گذشته هم شدیدا درگیر سفر در اروپا بوده اند</p>
<p>حلاوت گفته های رضا به گونه ای است که اگر برخی از واژه هایش ناقص هم ادا شوند از شیرینی آن کم نمی شود</p>
<p>تلفن من زنگ می خورد نگاه صفحه می کنم</p>
<p>حاج مجید است</p>
<p>می گوید اگر می شود برنامه ریزی کنیم که فردا به ملاقات رضا برویم</p>
<p>میگم باشه ما الان نزد رضا هستیم و فردا هم می آییم</p>
<p>حاج مجید: گوشی را به آقا رضا بده</p>
<p>با رضا چاق سلامتی می کند</p>
<p>آشنای دیگری وارد می شود</p>
<p>دوباره اتاق شلوغ می شود</p>
<p>حاج اصغر بهتر می داند که فعلا برویم تا فردا</p>
<p>از رضا می پرسد دکتر از پرهیز چیزی بهت نگفته</p>
<p>رضا می گوید فقط چربی</p>
<p>حاج اضغر سری تکان می دهد و رضا را در آغوش می گیرد</p>
<p>وقتی از اتاق خارج می شویم</p>
<p>یادم به زنگی می افتد که آقا رضا بعد از ظهر زده بود</p>
<p>پشت تلفن احساس کردم خیلی حالش بد است البته بد هم بود چون درست حرف نمی زد کلمات ناقص ناقص ادا می کرد</p>
<p>نفسش یار نبود</p>
<p>و کمی&#8230;</p>
<p>البته زنگ زده بود و سفارش رضا ایرانمش می کرد که گویا خیلی از بیمارستانش و رسیدگی هایش راضی نبوده</p>
<p>و تقاضا داشت که ۲۰:۳۰سراغش&#8221;ایرانمنش&#8221; بگیرد تا شاید کمی احساس مسئولیت برخی بیشتر شود</p>
<p>رضا برجی عکاس و مستندساز و نویسنده ای است که برای کارهایش وقت صرف می کند و خطر می کند</p>
<p>باید قدر اینها را درست بدانیم</p>
<p>درست</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=157</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>قلاده‌های طلا سینمایی مبتنی بر پژوهش و تحقیقِ</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=150</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=150#comments</comments>
		<pubDate>Tue, 13 Mar 2012 08:43:45 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=150</guid>
		<description><![CDATA[هر رسانه‌ای مخاطب خاص خود دارد، اما برخی از رسانه‌ها علاوه بر اینکه مخاطب خاص خود دارند در &#8220;زبان به زبان&#8221; شدن موضوع مورد توجه واقع شده در آن نیز از قدرت بیشتر و ویژه‌ای برخوردارند. از طرفی مسئله واقع &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=150">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/13901128224529177_PhotoL1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-151" title="13901128224529177_PhotoL[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/13901128224529177_PhotoL1-194x300.jpg" alt="" width="194" height="300" /></a>هر رسانه‌ای مخاطب خاص خود دارد، اما برخی از رسانه‌ها علاوه بر اینکه مخاطب خاص خود دارند در &#8220;زبان به زبان&#8221; شدن موضوع مورد توجه واقع شده در آن نیز از قدرت بیشتر و ویژه‌ای برخوردارند.</p>
<p dir="rtl">از طرفی مسئله واقع نشدن یا مورد توجه واقع نشدن موضوعی مهم در برخی از رسانه‌ها می‌تواند معانی متفاوت و بعضا جای سئوالی نیز داشته باشد.</p>
<p dir="rtl">سینما در هنر مدرن و رسانه‌های مختلف، جایگاه برجسته‌ای دارد، اقبال یا نا اقبالی آن از هر چیز یا واقعه و تغییر و تحولی می‌تواند معانی متعددی داشته باشد.</p>
<p dir="rtl">مثلا چرا مقوله‌های مهم و با ارزش و مؤثری که در ذیل گفتمان انقلاب اسلامی تعریف می‌شوند در سینمای ما چندان که بایسته است مورد توجه نیست؟!</p>
<p dir="rtl">آیا سینما ظرفیت پرداختن به آنها را ندار؟! هنرمندانِ حوزۀ سینما توانایی انجام آنها را در خود نمی‌بینند؟ مسئولین و متولیان امر حمایت لازم نمی‌کنند؟ مخاطب از اینگونه موضوعات استقبال شایسته ندارد؟ اهالی سینما با گفتمان انقلاب اسلامی میانۀ خوبی ندارند؟ هزینۀ ریالی و اجتماعی و سیاسی آن برای سینما گران بالاست؟ و&#8230;</p>
<p dir="rtl">همینطور است پرسش‌هایی مانند: چرا به مقولۀ تجاوز آمریکا به سرزمین‌های مسلمانان و پیامدهای آن بی توجهی می‌شود؟ چرا به تحولات منطقه‌ای و جهانی که در نسبت با جمهوری اسلامی و ملت ایران رخ می‌دهد نیز عنایت چندانی نمی‌کنند؟ چرا به رشد شتاب‌دار کشور در زمینه‌های گوناگون، گوشۀ چشمی ندارند؟ و&#8230;همه می‌تواند با معانی مختلفی مورد بررسی قرار گیرد.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/IMAGE6346467356804088701.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-152" title="IMAGE634646735680408870[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/IMAGE6346467356804088701-300x200.jpg" alt="" width="300" height="200" /></a></p>
<p dir="rtl">قلاده‌های طلا فیلمی است که در میان این‌همه پرسش‌ِ قابل طرح از سینما و سینماگران، به مقوله‌ای پرداخته است که هر پاسخی به سئوال‌های بالا داده شود، اهمیت و ارزش و جسارت توأم با بصیرت نویسنده و کارگردان آن را بیشتر و بهتر نمایان می‌کند.</p>
<p dir="rtl">قلاده‌های طلا را باید با دیدنِ دقیق به نقد نشست و طبیعی است کارگردانی با این جسارت و تعهد، ظرفیت بالایی در شنیدن آن از خود نشان دهد.</p>
<p dir="rtl">اما این وجیزه در پی نقد آن نیست و چه بسا که منهای مجال و فرصت اندک یک یاد داشت کوتاه، بضاعت علمی و حرفه‌ای افزون‌تری نیز طلب کند.</p>
<p dir="rtl">اما این یادداشت در پی گفتن این است که قلاده‌های طلا چیست و چه انتظاراتی را می‌تواند در مخاطب از جامعۀ هنرمندان سینما بالا ببرد.</p>
<p dir="rtl">قلاده‌های طلا یک فیلم سینمایی مبتنی بر پژوهش و تحقیقِ مستند از یک رخداد تاریخی در سال ۱۳۸۸ می‌باشد.</p>
<p dir="rtl">با گذاره بالا باید گفت:&#8221;قلاده‌های طلا یک فیلم سینمایی مبتنی بر واقعیت&#8221; است که جسارت ورود به آن استحقاق مدال دارد.</p>
<p dir="rtl">واقعیتی که برخی از خواصِ داعیه دار انقلاب، جرأت ورود به آن‌را نداشتند، و همین بی جسارتی آنان امکان طولانی شدن آن و واردآمدن خسارات بیشتر به انقلاب و جامعه شد.</p>
<p dir="rtl">طالبی در نشان دادن ریشه و خواستگاه فتنۀ سال ۱۳۸۸ و نقش محوری عناصر ضد انقلابِ محارب و فریب خوردن عناصری مؤثر در بخش‌هایی از سیستم اطلاعاتی و انتظامی کشور واقعا به تعهد مکتبی و انقلابی خود تکیه کرده تا بتواند این جرأت را در درون خود عملیاتی کند.</p>
<p dir="rtl">تیزبینی هنرمندانۀ نویسنده و کارگردان قلاده‌های طلا، آنگاه به صورت ویژه و تحسین برانگیز نمایان می‌شود که شما در فیلم هیچ انگشت اشاره‌ای به سمت مردم نخواهید دید، &#8220;منظور از مردم برخی از آنهاست که تحت تأثیر جنگ روانی دشمنان بیرونی و درونی مقطعی کوتاه فتنه را همراهی کردند&#8221;.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/20120206214701_11.gif"><img class="aligncenter size-medium wp-image-153" title="20120206214701_1[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/03/20120206214701_11-300x143.gif" alt="" width="300" height="143" /></a></p>
<p dir="rtl">ابولقاسم طالبی خشونت عناصر محوری و میدانی فتنه که با هدف متهم کردن نظام اسلامی کشته سازی می‌کردند را به خوبی تبیین می‌کند.</p>
<p dir="rtl">مظلومیت عناصر متعهد سیستم امنیتی که تقریبا بدون پشتوانۀ سازمانی، دست از تلاش متعهدانه نمی‌کشد را به رخ می‌کشد.</p>
<p dir="rtl">حملۀ توأم با خشونت و خونریزی به مرکزی از بسیج را به خوبی در معرض قضاوت بیننده قرار می‌دهد و خویشتن‌داری بسیجیان را در آورده و با تمام سختی‌های خویشتن‌داری، بیان سینمایی دارد.</p>
<p dir="rtl">قلاده‌های طالبی که برگی ماندگار از فایق آمدن ملت انقلابی ایران بر فتنه‌ای پیچیده است- فتنه‌ای که حتی مردودیت خواصی مدعی را در پی داشت- سندی شد بر اینکه ظرفیت سینما و هنرمندان ما می‌تواند در جهت اهداف ملت بزرگ و انقلابی قرار بگیرد و اینکه چرا چنین نیست باید پاسخ داده شود.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=150</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>در مسیر هم افزایی</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=145</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=145#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 05 Mar 2012 20:28:34 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=145</guid>
		<description><![CDATA[هم‌افزایی مسئله‌ای است که اگر خداوند توفیق دهد، همچنان پیرامون آن کار خواهیم کرد و باید آن را بررسی و واکاوی کنیم تا شاید هم خود بدان واقف و عامل شویم، هم توفیق واقف و درگیر کردن مخاطبان نیز حاصل &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=145">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/shabakes1.jpg"><img src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/shabakes1-300x77.jpg" alt="" title="shabakes[1]" width="300" height="77" class="aligncenter size-medium wp-image-146" /></a>هم‌افزایی مسئله‌ای است که اگر خداوند توفیق دهد، همچنان پیرامون آن کار خواهیم کرد و باید آن را بررسی و واکاوی کنیم تا شاید هم خود بدان واقف و عامل شویم، هم توفیق واقف و درگیر کردن مخاطبان نیز حاصل شود.</p>
<p>چرا مقولة هم‌افزایی اهمیت دارد؟:«موضوعات و عناصر یا ابزارهای مدیریت مانند برنامه‌ریزی، ساختارسازمانی، عوامل انسانی و تکنولوژی با نگاهی سیستمی موجب جامع‌گرایی و در نتیجه وحدت، انسجام و یکپارچگی می‌شود. اگر موضوعات مدیریت جامع را با تفکر اقتضایی ترکیب کنیم، جامعه‌گرایی و به‌دنبال آن سازگاری و تناسب با شرایط بومی و مقدورات واقعی شکل می‌گیرد. ترکیب این عنصر جامع و سازگار با تفکر استراتژیک باعث می‌شود که آن موضوع در دو سطح استراتژیک(خواسته) و عملیات(داشته) قابل طرح باشد. اگر داشته‌ها در مسیر خواسته قرار گیرد آرمان‌گرایی تحقق یافته و هم‌افزایی ایجاد خواهد شد. به عنوان مثال، زمانی هم‌افزایی در موضوع برنامه‌ریزی تحقق می‌یابد که برنامه‌ریزی عملیاتی براساس برنامه‌ریزی استراتژیک صورت گیرد. این اهداف عملیات(کمی) هماهنگ با اهداف استراتژیک(کیفی) بوده و طرح‌ها/پروژه‌ها و فعالیت‌های عملیاتی با استراتژی‌ها هماهنگ باشد. امروزه هماهنگی به یکی از چالش‌های قرن بیست‌ویکم و از اولویت‌های اول مدیریت خصوصاً برای ستادها و سازمان‌های مادر تبدیل شده است.<br />
هماهنگی حداقل دو نتیجه مشخص را در پی خواهد داشت:<br />
 	معیاری برای صحت به‌شمار می‌رود.<br />
 	موجب هم‌افزایی می‌شود.»۱<br />
هماهنگی که پیش نیاز هم‌افزایی است، موضوعی مهم در مقولة هم‌افزایی می‌باشد که نقش انتقال دهنده از شرایط غیر هم‌افزا به وضعیت هم‌افزایی دارد.<br />
صحت که از دغدغه‌های مدیریت است با &#8220;هماهنگی&#8221; حل خواهد شد و عاملی برای عبور از مرحلة دغدغه و قرار گرفتن در آستانة هم‌افرایی می‌شود.<br />
موضوع آشکار و پنهان هم‌افزایی، مقولة عبور و انتقال از وضعیتی است که موجب کندی یا کم توفیقی سازمان می‌شود.<br />
تمام فعالیت‌های اصلی و فرعی سازمان، تحقق اهداف و بدست‌ آوردن فرصت‌های نو و فائق آمدن بر مشکلات، دفع آفات و آسیب‌ها، و عبور از موانع، همه و همه با هماهنگی ممکن خواهد شد.<br />
اگر هم‌افزایی را ارتباطِ مؤثر، تقویت، حرکت و رسیدن بدانیم، هماهنگی انرژی و نیروی این اتفاق خواهد بود، چیزی که مدیریت و اعضای سازمان باید آن را ایجاد کنند، به جای اینکه در بیرون از سازمان چشم انتظار رخ نمودن آن باشند.<br />
برای رسیدن به خط آغاز هماهنگی، فهم مشترک و احساس نیاز به آن لازم است، سنجش دقیق کارکرد بخش‌های مختلف سازمان، یکی از راه‌هایی است که می‌تواند میزان هماهنگی را نشان دهد.<br />
با تشخیص میزان هماهنگی، امکان ایجاد هم‌افزایی مورد سنجش قرار می‌گیرد و مشخص می‌کند که سازمان در مرحلة هم‌افزایی قرار دارد یا نه.<br />
سازمانی که شما آن‌را مدیریت می‌کنید در چه شرایطی قرار دارد؟ آیا آمادة ورود به فضای هم‌افزایی شده است یا باید برای ایجاد هماهنگی تلاش کنید.<br />
&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8212;&#8211;<br />
۱-	اندرو کمبل، مایکل گولد(۱۳۹۰)، هم‌افزایی در سازمان‌های مادر، ترجمة دکترسید محمد اعرابی، دکتر افشین فتح‌اللهی، تهران، مؤسسة مطالعات و پژوهش‌های بازرگانی، ص ج.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=145</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>هر انتخابات یک تغییر و تحول برای پیشرفت است</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=138</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=138#comments</comments>
		<pubDate>Mon, 13 Feb 2012 17:54:39 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=138</guid>
		<description><![CDATA[انتخاب افراد برای قرار گرفتن در جایگاهی که بخشی از قدرت حاکم بر جامعه را در اختیار دارد، یکی از روش‌هایی است که عقل و شرع آن را تجویز می‌کند. آحاد جامعه ما تابع فرایندی قانونی، کسانی که تشخیص می‌دهند &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=138">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<h3 style="text-align: justify;" dir="rtl">انتخاب افراد برای قرار گرفتن در جایگاهی که بخشی از قدرت حاکم بر جامعه را در اختیار دارد، یکی از روش‌هایی است که عقل و شرع آن را تجویز می‌کند.</h3>
<h3 style="text-align: justify;" dir="rtl">آحاد جامعه ما تابع فرایندی قانونی، کسانی که تشخیص می‌دهند در مدیریت  جامعه بهتر می‌توانند منافع ملی و ارزش‌های حاکم را رعایت کنند، انتخاب کرده و در جایگاه‌هایی که مشخص شده است قرار می‌دهند تا اختیار دار تصمیم از سوی آنها شوند.</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/2009_04_22__08_53_01_news1.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-139" title="2009_04_22__08_53_01_news[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/2009_04_22__08_53_01_news1.jpg" alt="" width="183" height="274" /></a></p>
<h3 style="text-align: justify;" dir="rtl">در سطور ذکر شده بالا، واژه‌ها یا شبه جملاتی وجود دارند که در انتخابات و انتخاب، می‌توانند ارزنده تلقی شوند، &#8220;انتخاب افراد&#8221;، &#8220;بخشی از قدرت حاکم بر جامعه&#8221;، &#8220;مدیریت بهتر&#8221;، &#8220;منافع ملی&#8221;، &#8220;ارزش‌های حاکم&#8221;، &#8220;جایگاه&#8221; و &#8220;اختیاردارتصمیم از سوی آنها&#8221;.</h3>
<p style="text-align: justify;" dir="rtl"><span id="more-138"></span></p>
<h3 dir="rtl">از واژه انتخاب روشن است که قرار است فرد یا افرادی از بین افراد بیشتری گزینش و انتخاب شوند، هنگامی که امکان برگزیدن از میان افراد دیگر مطرح است، یک فرصت برای تشخیصِ انتخاب کننده فراهم می‌شود تا او از این امکان و فرصت به عاقلاته‌ترین شکل ممکن بهره‌برداری کند.</h3>
<h3 dir="rtl">او فرصت انتخاب دارد تا بخشی از قدرت حاکمیت که حسب قانون به انتخاب او واگذار شده را، در اختیار فردی قرار دهد که تشخیص می‌دهد بهتر از دیگران می‌تواند در جهت اهداف جمعی بکار گیرد.</h3>
<h3 dir="rtl">و مدیریتِ فرد مورد نظرِ انتخاب کننده- فرد انتخاب شده- در نسبت با دیگر رقبا، بهتر بوده و توانایی مدیریتی وی برای انتخاب کننده حداقل به طور نسبی اثبات شده است.</h3>
<h3 dir="rtl">تشخیص انتخاب کننده این است که فرد انتخابی او، در هر شرایطی منافع ملی کشور را در نظر دارد و هر تصمیم و اقدامی را با آن می‌سنجد تا حقوق و منافع جامعه محفوظ و امن باشد.</h3>
<h3 dir="rtl">ارزش‌های حاکم بر جامعه را در نسبت با دیگران بهتر می‌شناسد و در حفظ و حراست از آنها و تحکیم پایه‌های آن در جامعه تلاش می‌کند و هرگز به طور عمد از آنها تخطی نکرده و برای منافع فردی خود از آنها عدول نمی‌کند و اگر اشتباه یا خطایی از او سر زد می‌پذیرد و با عذرخواهی تلاشش را بر جبران متمرکز می‌کند.</h3>
<h3 dir="rtl">جایگاه خود که توسط انتخاب کنندگان-مردم- به دست آورده را قدر دانسته و در جهت منافع عمومی از آن استفاده می‌نماید و هیچ چیز جز رضای خدا و خدمت به مردم در این جایگاه نمی‌بیند.</h3>
<h3 dir="rtl">در تمام تصمیم‌گیری‌ها-حتی کوچک‌ترین یا کم اهمیت‌ترین آن- منافع مردم ملاک قرار می‌دهد و در جایی که لازم است مانع تصمیم‌گیری دیگران شود نیز جز به منافع عمومی نمی‌اندیشد.</h3>
<h3 dir="rtl">همه این موارد و مقوله‌هایی که ذکر شد تابع قانون است، قانون منافع ملی، ارزش‌های حاکم- اعم از دینی و ملی- را تعریف کرده و مشخص است.</h3>
<h3 dir="rtl">پس انتخاب کنندگان باید به فردی اعتنا کنند که در قبول قانون و اجرای قانون در نسبت با دیگران-که با هم به رقابت می‌پردازند- جلوتر و استوارتر و متعهدتر باشد.</h3>
<h3 dir="rtl">با اعتنای به قانون آیا می‌توان در تبلیغات خلاف قانون عمل کرد؟ پس اولین نشانه سلامت و تعهد افراد نسبت به قانون، نوع تبلیغ و میزان هزینه‌هایی است که در تبلیغ انجام می‌دهند.</h3>
<h3 dir="rtl">افراد دنیا طلب- که یقینا قابل اعتماد نیستند و هیچ‌گاه منافع خود را فدای منافع مردم نمی‌کنند- معمولا کسانی‌اند که برای انتخاب شدن به هر دری می‌زنند و به هر قیمتی می‌خواهند انتخاب شوند.</h3>
<h3 dir="rtl">این افراد همان کسانی‌اند که &#8220;قدری&#8221; ندارند! بلکه به هر قیمتی‌ می‌خواهند با &#8220;لذت&#8221; زندگی کنند و امروز میلشان کشیده-چون اینگونه افراد تابع امیال هستند نه تابع عقل و وجدان- که بخشی از این زندگی را در لذت جایگاهی بگذرانند که در این فرایند باید توسط مردم  انتخاب شود.</h3>
<h3 dir="rtl">مردم، قدرت، جایگاه، اختیار برای تصمیم‌گیری و ارزش‌های حاکم و&#8230; در نزد اینگونه افراد معنی لذت دارد!-لذت نفسانی- و حال برای به دست آوردن آن به هر قیمتی که شده تلاش خواهند کرد، حتی اگر لازم باشد بخشی از اختیارات احتمالی آینده خود را پیش فروش کنند!</h3>
<h3 dir="rtl">آیا در مورد آنهایی که برای به دست آوردن جایگاهی در مجلس شورای اسلامی، شورای اسلامی شهر و روستا و یا هر جایگاه و پست دیگر، پول‌های آنچنانی هزینه می‌کنند، نمی‌توان احتمال داد که بخشی از توان و قدرت و جایگاهی که قرار است در آن قرار بگیرند را پیش فروش کرده باشند؟!</h3>
<h3 dir="rtl">پس اگر افرادی با این ویژگی‌ها در جمع یا لیستی قرار گرفتند که ما باید از بین آنان انتخاب نماییم، بهتر نیست کمی فکر کنیم که اختیار و قدرت و امکانی که ما قرار است به او بدهیم را به چه قیمتی فروخته است؟ و اگر فروخته است، فردا چگونه می‌تواند در خدمت مردم باشد؟!</h3>
<h3 dir="rtl">اعتقاد به مبانی دینی حاکم برجامعه، پایبندی به فرهنگ ملی-که جوانمردی، غیرت، عزت، آزادگی و خدمت‌گزاری برآیند آن است- و التزام به قانون، در کسانی می‌توان دید که در تبلیغات انتخاباتی اهل رعایت باشند.</h3>
<h3 dir="rtl">تأیید صلاحیت افراد توسط دستگاه‌های قانونی- برای ورود آنان به میدان رقابت انتخاباتی- تأیید صلاحیت در حد کف است؛ یعنی اگر کسی حداقل‌های لازم برای انتخاب شدن را دارا باشد مورد تأیید قرار می‌گیرد، پس مردم باید با ملاک قرار دادن حداکثری تعهد و توانمندی و پایبندی به مبانی اعتقادی، اخلاقی، ملی و قانونی به انتخاب بپردازند.</h3>
<h3 dir="rtl">آنهایی که قدر و ارزشِ امکان و فرصت انتخاب خود را به خوبی نمی‌دانند- و به منافع حداقلی، فردی و کوتاه مدت می‌اندیشند- باید به یقین بدانند که از منافع کلان، بلند مدت، عمومی و با دوامی محروم می‌شوند که یا قابل جبران نیست و یا اگر قابل جبران باشد زمان و هزینه‌های گزافی باید داد.</h3>
<h3 dir="rtl">از این منظر؛ هر انتخابات می‌تواند یک تحول تلقی شود، تحول به سمت بهتر شدن یا به سمت نا مطلوبی‌ها،</h3>
<h3 dir="rtl">نظام جمهوری اسلامی در سی سال گذشته ثابت کرده است که در تغییر و تحولات انتخاباتی، از ظرفیت فوق‌العاده‌ای برخودار است، و بخوبی می‌تواند شرایط را مدیریت کرده و مسیر خود را دنبال نماید، اما در هر شرایط اگر افراد نالایق با اغوا و فریب بخشی از مردم، خود را به جایگاهی راسانیده باشند آنها را در حاضمه خود تشخیص داده و دفع نماید.</h3>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=138</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>از دهکدة جهانی چه خبر؟</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=131</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=131#comments</comments>
		<pubDate>Wed, 01 Feb 2012 06:08:57 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=131</guid>
		<description><![CDATA[از آن روز که مارشال مک‌لوهان ایدة دهکدة جهانی را مطرح کرد سال‌ها می‌گذرد. اما هرگاه نام دهکدة جهانی مطرح می‌شود دو سؤال در ذهن شکل می‌گیرد که نیازمند پاسخ است: الف) از میان ایده‌های مختلفی که افراد عادی و &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=131">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/mahvarehc1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-132" title="mahvarehc[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/mahvarehc1-300x233.jpg" alt="" width="300" height="233" /></a></p>
<p dir="rtl">از آن روز که مارشال مک‌لوهان ایدة دهکدة جهانی را مطرح کرد سال‌ها می‌گذرد. اما هرگاه نام دهکدة جهانی مطرح می‌شود دو سؤال در ذهن شکل می‌گیرد که نیازمند پاسخ است:</p>
<p dir="rtl">الف) از میان ایده‌های مختلفی که افراد عادی و صاحب‌نظر ارائه می‌دهند، چرا فقط برخی در سطح بین‌المللی مطرح‌ می‌شوند؟</p>
<p dir="rtl">ب) دهکدة جهانی تحقق یافته است، در حال تحقق است، یا اتفاق دیگری در حال شکل‌گیری است؟</p>
<p dir="rtl"><span id="more-131"></span></p>
<p dir="rtl">در مورد سؤال الف، باید گفت در گذشته چون افکار عمومی با نظر سردمداران رسانه‌ای‌ـ که همان صاحبان زر و زور و تزویرند‌ـ شکل می‌گرفت، آنچه در جهت تأمین بیشتر منافع آنان قرار داشت در کمترین زمان به گفت‌و‌گوی جوامع عام و خاص تبدیل می‌کردند.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/nardeban1.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-133" title="nardeban[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/nardeban1-241x300.jpg" alt="" width="241" height="300" /></a></p>
<p dir="rtl">اگر دقت کرده باشیم، ایدة پایان تاریخ، که لیبرالیسم را سرنوشت محتوم و تغییرناپذیر بشر معرفی می‌‌کند، جنگ تمدن‌ها، که دست نظام سلطه را در خونریزی باز می‌گذارد، جهان آزاد، که منافع ملی آنان را با دامنه‌ای وسیع تعریف کرده و تأمین می‌کند، و&#8230; به‌راحتی و به‌سرعت منتشر و به گفت‌و‌گوی جوامع در سطوح علمی و عوام تبدیل شده‌اند.</p>
<p dir="rtl">هم طراحان این ایده‌ها بزرگ‌نمایی می‌شوند و هم ایده‌ها در حد یک نظریة علمی اثبات می‌شوند و موضوع تولیدات متن‌های رسانه‌ای مختلف و متنوع قرار می‌گیرند.</p>
<p dir="rtl">این مسئله اگرچه برای جوامعی چون ایران اسلامی از لحاظ سیاسی روشن است، به نظر می‌رسد که از نظرگاه علمی نیازمند تحقیق و بررسی است تا با اثبات آن بتوان حجت را بر برخی از خواص دانشگاهی و مدعی روشنفکری تمام کرد. آن‌ها باید بدانند این مسائل ابتدا در حد یک ایده بوده و چون در جهت منافع نظام سلطه و صهیونیسم بین‌الملل قرار داشته، به شکلی وسیع بزرگنمایی شده و در حد نظریة علمی به خورد جوامع دیگر داده می‌شود.</p>
<p dir="rtl">آن‌ها با طرح نظریه‌های پوشالی‌شان‌ به اشکال مختلف در رسانه‌های فراملیِ خود و انتشار مقاله و کتاب‌های متعدد، به شیوة تکرار، اقدام به «القای» آن به منزلة نظریه‌ای برجسته و تحقق‌پذیر می‌کنند. حال آنکه روند تحولات اجتماعی و دگرگونی‌های علمی حکایت دیگری دارد.</p>
<p dir="rtl">دربارة سؤال ب، باید پرسید اکنون کدخدای دهکده کی و کجاست و چگونه بر دهکده حاکمیت دارد؟ عنصر اصلی در ایدة مک‌لوهان ابزارهای ارتباطی‌اند که موجب کوچک شدن دنیا و تبعیت از کدخدایی واحد را فرامی‌سازند.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/halghehs10.jpg"><img class="aligncenter size-full wp-image-134" title="halghehs[10]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/02/halghehs10.jpg" alt="" width="80" height="80" /></a></p>
<p dir="rtl">درخصوص رسانه‌های شنیداری و دیداریِ شبکه‌های ماهواره‌ای باید پرسید که آیا حاکمیت مطلق برای کدخدا را فراهم ساخته‌اند؟! یا اینکه موجبات شنیده شدن صدای دیگران نیز ایجاد شده است؟! در فضای مجازی (اینترنت) که می‌خواستند بزرگراهی یک‌طرفه باشد تا فقط از سوی کدخدا و عواملش به‌ سوی ساکنان دهکده اوامری صادر شود و چگونگی زندگی و تغییر و تحولات آینده را دیکته بکند چه اتفاقی رخ داده است؟!</p>
<p dir="rtl">به کمک ارتباطات ماهواره‌ای و فضای مجازی، شکست‌پذیری اسرائیل و نظام سلطه در جنگ‌های ۳۳ و ۲۲ روزه به گوش جهانیان رسید و موجب شد ملت‌های تحت ستم در اروپا و آمریکا، با تأسی از مردم انقلابی مسلمان، به‌ویژ مصریان، به خیابان‌ها بیایند و بعد از دفاع مقدس هشت‌سالة ملت ایران مغلوب شدن استبداد را دوباره برای امت اسلامی یادآور شوند و شعاری طرح کنند که مردم و رهبران انقلاب اسلامی ۳۴ سال است در ایران آن را فریاد می‌زنند و آن حاکمیت اقلیتی ظالم بر اکثریت مظلوم و مستضعف است.</p>
<p dir="rtl">آیا بعد از این حوادث‌ـ حتی در همین حدـ ولو که به هیچ نتیجه‌ای منجر نشود، می‌توان به ایدة دهکدة جهانی مارشال مک‌لوهان باور داشت؟!</p>
<p dir="rtl">علاوه بر اینکه با گسترش فضای مجازی و بالا رفتن ضریب نفوذ آن، افراد با طرح توانمندی‌های خود در این فضا به قدرت اثرگذاری خویش بیش از گذشته واقف شده و برای تحقق آن نیز به برنامه‌ریزی می‌پردازند.</p>
<p dir="rtl">صرف‌نظر از قضاوت دربارة خوب یا بد بودن این امکان، باید اذعان کرد که با گسترش فضای مجازی رفته‌رفته شاهد شکل‌گیری جهانی چندلایه در ابعاد فردی و جمعی خواهیم بود. در فضای مجازی، جوامع و افراد به‌راحتی می‌توانند با چند شخصیت و در هر شخصیت با اهدافی متفاوت خود را مطرح نمایند، که حکایت از جهانی چندلایه دارد.</p>
<p dir="rtl">اما جهان به دهکده‌ای کوچک تبدیل خواهد شد ان‌شاءالله، منتها نه در جهت منافع سلطه‌گران، بلکه با حاکم شدن فطریات انسانی که با عرضة «دین واقعی و واقعیت دینی» توسط حضرت صاحب‌الزمان، عج‌الله‌تعالی‌فرجه‌الشریف، به جهانیان صورت خواهد پذیرفت.</p>
<p dir="rtl">چون قاطبة انسان‌ها در برابر صداقت و پاکی و اهداف الهی و انسانی آن حضرت، با اختیار و ارادة توأم با لذت و افتخار، تسلیم خواهند شد و درصد اندک طبقة ظالم و حاکم نیز یا به‌اکراه مجبور به تسلیم خواهند شد یا باید از میان برداشته شوند و جهانی که از جور و ظلم، به چند لایه بدل شده است، رنگ و رویی دیگر به خود خواهد گرفت.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=131</wfw:commentRss>
		<slash:comments>4</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>برخی از کتاب های منتشر شده نویسنده</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=121</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=121#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 26 Jan 2012 17:28:13 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=121</guid>
		<description><![CDATA[]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=123' title='afkare omomi'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/afkare-omomi2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="afkare omomi" title="afkare omomi" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=124' title='asahabe enghlab'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/asahabe-enghlab2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="asahabe enghlab" title="asahabe enghlab" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=125' title='b f ertebatat'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/b-f-ertebatat2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="b f ertebatat" title="b f ertebatat" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=126' title='b resaneh'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/b-resaneh2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="b resaneh" title="b resaneh" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=127' title='khabar'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/khabar2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="khabar" title="khabar" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=128' title='moghabele fh tahdide  narm'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/moghabele-fh-tahdide-narm2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="moghabele fh tahdide  narm" title="moghabele fh tahdide  narm" /></a>
<a href='http://www.abdollahamidi.com/?attachment_id=122' title='tahdide narm'><img width="150" height="150" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/tahdide-narm2-150x150.jpg" class="attachment-thumbnail" alt="tahdide narm" title="tahdide narm" /></a>

]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=121</wfw:commentRss>
		<slash:comments>1</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>ابر مکان‌های رسانه‌ای</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=89</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=89#comments</comments>
		<pubDate>Sun, 22 Jan 2012 17:52:55 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[رسانه ای- اجتماعی]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=89</guid>
		<description><![CDATA[بزرگ‌ترها به یاد دارند و کوچک‌ترها هم می‌توانند از آن‌ها بشنوند و یا به منابع تاریخی رجوع نمایند. در روستاه‌ها و محله‌های قدیمی شهرها، در گذشته محلی بود که مردم، اول صبح برای کسب اخبار و مراودات عمومی در آنجا &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=89">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p dir="rtl">بزرگ‌ترها به یاد دارند و کوچک‌ترها هم می‌توانند از آن‌ها بشنوند و یا به منابع تاریخی رجوع نمایند. در روستاه‌ها و محله‌های قدیمی شهرها، در گذشته محلی بود که مردم، اول صبح برای کسب اخبار و مراودات عمومی در آنجا تجمع می‌کردند.به این مکان «میدان‌گاه» می‌گفتند، این میدان‌ها محل تلاقی ترددهای مختلف مردم بود، مثلا در روستاه‌ها، ماشین‌های مسافرکش یا باری به آنجا می‌آمدند، یا کشاورزان برای آبیاری، برداشت محصول و هرکار دیگری به آنجا مراجعه می‌کردند، میدان‌گاه محل بحث وگفت‌وگوهای مختلف بود.<br />
همین میدان‌گاه ساعتی دیگر از روز نیز محل تجمع مردم می‌شد، قبل از غروب آفتاب و هنگامۀ نماز، دوباره با تجمع افراد شاهد تبادل اخبار و اطلاعات و گفت‌وگوهای عمومی بود، ابلاغیه اداری احضاریه‌های پاسگاه یا دادگاه و &#8230; همه و همه در این محل ارائه م‌ شد.</p>
<p dir="rtl"><a href="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/book-906611.jpg"><img class="aligncenter size-medium wp-image-93" title="book-90661[1]" src="http://www.abdollahamidi.com/wp-content/uploads/2012/01/book-906611-300x300.jpg" alt="" width="300" height="300" /></a></p>
<p><span id="more-89"></span></p>
<p dir="rtl">زندگی امروزی که چهره‌اش دگرگون شده است و با ورود ابزارهای مختلف شرایطی دیگر پیدا کرده، باز هم این مکان‌ها کارکرد محوری خود را از دست نداده‌اند! البته این مکان‌ها شاید در تمام نقاط کشور نباشد، اما آنجاهایی که وجود دارند نقش ابرمکانی ایفا می‌کنند .<br />
حتما به میدان انقلاب گذرتان افتاده است؟! روبه‌روی دانشگاه تهران و خیابان‌های منتهی به خیابان انقلاب! این مکان یکی از ابرمکان‌های مؤثر در حوزۀ علم و فرهنگ جامعه است! یکی از چیزهایی که در این ابرمکان، همواره به چشم می‌خورد و در لابه‌لای تردد و رفت وآمدها به شدت ملموس است، چرخ‌های حامل کتاب، جوانان کتاب در بغل و قد کشیدن ستون‌هایی از کتاب در حاشیۀ خیابان است؛ حمل یا پیاده کردن کتاب، بسته بندی و نشانی نویسی نیز از دیگر شاخصه‌های این ابر مکان می‌باشد، همه نوع کتاب در موضوعات، اشکال، ابعاد و عناوین، در حال نقل و انتقال است، یکی دیگر از شاخصه‌های این ابرمکان، سیل انسان‌های مراجعه کننده به کتاب‌فروشی‌ها و ناشران است، وقتی در موجِ جستجو، مطالعه، بررسی و گردش افراد در این مکان قرار می‌گیری، حس می‌کنی جای موضوعات با ارزشی که به یقین آیندۀ ایران، منطقه و در نگاهی جهان را تعیین می‌کند خیلی خیلی خالی می‌باشد و- یا اگر بخواهی با احتیاط بگویی- خیلی کم رنگ است.<br />
بسیج این پدیدۀ نهاد شده و بی بدیل«عصر امام خمینی»(رحمت‌الله‌علیه) که رساترین پیام‌ها برای زندگی بشر دارد، در ابرمکان قلب کشور جمهوری اسلامی ایران حضوری درخور ندارد. نه فروشگاه تولیدات علمی، فرهنگی بسیج در این ابرمکان وجود دارد و نه تولیدات آن در پیشخوان و ویترین‌ها دیده می‌شود! اگر بر مبنای آرمان، اهداف، برنامه‌ها، شعارها و گفتمان حاکم بر بسیج بخواهیم آن را مورد بررسی قرار دهیم و در عرصۀ توقعات و انتظاراتِ جامعه آن را وارسی نماییم در می‌یابیم که گویی غفلتی ناخواسته بر سیاست‌گذاران، برنامه ریزان و فعالان عرصۀ علمی، فرهنگی بسیج حاکم است که به این گونه مسائل توجهی نمی‌شود، افکار عمومی جامعه میدان ارزشمندی است که نباید و نمی‌توان آن را نادیده گرفت، این مکان جایی است که در عرض و طول آن بسیج باید حداقل سه فروشگاه بزرگ و با ارزش داشته باشد، فروشگاه‌هایی ایجاد شود که تولیدات علمی فرهنگی بسیج، محصولات ارزشی سازمان‌ها و نهادها و تولیدات فکری اقشار مختلف بسیج در این مکان‌ها عرضه گردد؛ حضور پررنگ در ابرمکانی چون روبه‌روی دانشگاه تهران از آنجا ارزش خود را نمایان می‌سازد که &#8220;نفس&#8221; حضور عناوین و موضوعات مرتبط با نهاد بی‌بدلیل بسیج در پیوندِ آحاد جامعه با بسیج و موضوع علمی بودن آن برای عناصر فکری بسیج جدی‌تر می‌شود.<br />
فراوان مشاهده شده است که جوانان، ساعت‌ها جلو پیشخوان فروشگاه‌های کتاب می‌ایستند، وارد آن‌ها می‌شوند، کتاب‌ها را تورق می‌کنند و اگر از آن‌ها پرسیده شود که به دنبال چه چیزی می‌گردید، در پاسخ می‌گویند نمی‌دانیم! دنبال موضوعی می‌گردیم که بتواند پاسخگوی نیازمان باشد، اما عنوان خاصی مد نظرمان نیست که بگوییم و شما آن را به ما بدهید، بلکه در جستجوی حرفی برای شنیدن هستم! چه خوب است ما نیز برای چند دقیقه در روز، پذیرای اینگونه جوانان باشیم تا شاید گوشه‌ای از نیازهای آشکار و پنهان خود را در لابه‌لای محصولات تولید شدۀ بسیج و مرتبط با آن بیابند و به آرامش برسند!</p>
<p dir="rtl">یقینا بخشی از این نیازهای غیر آشکاری که موجب حضور آنان در این محدوده شده است، نیازهای فطری و وجدانی و آرمانی و انقلابی و حتی هیجانی دوران جوانی است که متأسفانه پاسخی نمی‌بینند، و این در حالی رخ می‌دهد که در شرایط عادی تولید محصولات فرهنگی در بسیج به بخش از این نیازها توجه می‌شود اما در عرضه و رساندن به مخاطب دارای نارسایی جدی است.</p>
<p dir="rtl">این مسأله در یک دورۀ پنج‌ساله توسط نگارنده مورد بررسی حضوری قرار گرفته است، یعنی در شرایطی که محل کار نگارنده در میدان انقلاب بوده، به دقت و با موضوع بودن مسأله برای ذهن و توجه نمودن به آن، بررسی شده است.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=89</wfw:commentRss>
		<slash:comments>6</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>گفتمان انقلاب اسلامی عوامل فرود عناصر فراز</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=70</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=70#comments</comments>
		<pubDate>Thu, 13 Oct 2011 07:42:47 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=70</guid>
		<description><![CDATA[انقلاب اسلامی ایران، در زمانی رخ نمود که دو گفتمان غالب بر دنیا حاکم بود؛ یکی با روی‌برتافتن از حقیقت عالم، جامعة بی‌طبقه را غایت و آمال نهایی خود می‌دید، درحالی‌که جامعة طبقاتی، در آن بی‌داد می‌کرد. و دیگری با &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=70">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>انقلاب اسلامی ایران، در زمانی رخ نمود که دو گفتمان غالب بر دنیا حاکم بود؛ یکی با روی‌برتافتن از حقیقت عالم، جامعة بی‌طبقه را غایت و آمال نهایی خود می‌دید، درحالی‌که جامعة طبقاتی، در آن بی‌داد می‌کرد. و دیگری با روی‌گردانی از آسمان و دین، در بستر نظام سرمایه‌داری، به بشر نوید بهشت زمینی می‌داد که ویژگی‌های آن، رفاه و ولنگاری، آزادی به ‌جای آزادگی و جنگ و خون‌ریزی به‌جای دوستی و صلح، زیر شعار بشردوستی با تجاوز برای صدور دموکراسی و اشغال سرزمین ملت‌های دیگر، تحت عنوان نجات‌بخشی برای منافع ملی و&#8230; هر دو، خوی خون‌آشامی خویش را به نمایش گذاشته بودند: لیبرال‌دموکراسی در ویتنام و مارکسیسم در افغانستان.</p>
<p><span id="more-70"></span><br />
بر هر دو طرف، یک توهم شیطانی حاکم بود: انسان، گرگِ انسان است. هم‌چنان که گرگ‌ها، گِردِ هم حلقه می‌زنند و هیچ‌کدام به دیگری اطمینان ندارد و برای حفظ خود باید بیدار باشند، اینان نیز با نشانه‌گیری موشک‌های اتمی به سمت یکدیگر، در زمین، دریا و هوا؛ در هوا به‌وسیلة هواپیماهایی که به‌صورت دوره‌ای باید نگهبانی می‌دادند، عملاً پریشان گفتمانیِ اهالی غرب را نشان می‌دادند، (اگر چه نام شرق و غرب روی آنان بود)!<br />
بشر در التهابی مستمر و آشوبی دائمی و نگرانی‌ای روزافزون به‌سر می‌برد. صاحب‌نظرانی که ساخته و برآمدة همین گفتمان‌ها بودند، آحاد بشر را به‌گونه‌ای دعوت می‌کردند که گویی، این دو یکی، همان بهشتی است که باید بدان امید بست و چون در ظرف طراحی‌شدة غربی، امکان فریب و خدعه و نیرنگ و دغل‌بازی بیش‌تر بود، کفة ترازو را به سمت آن می‌چرخاندند و کار به آن جا رسیده بود که «فوکویاما»، لیبرال دموکراسی را پایان تاریخ بشر نامید، و این به آن معنی بود که هیچ ایده و امیدی برای بشر وجود ندارد. پس ای بشر، جز قبول لیبرال‌دموکراسی، هیچ راهی نخواهی یافت. به تعبیری دیگر، باید پذیرفت که دل بشر را خالی کرده بودند، و او را، به مرزهای ناامیدی کشانده بودند، چون در زندگی مردم، جایی برای خدا که دست مردم به آن برسد، نگذاشته بودند و راه نجات را هم، درست همان چیزی معرفی می‌کردند که مردم با چشمان خود، خشونت و خون‌ریزی آن را دیده بودند، و حتی بخش عمده‌ای از همین مردم، آن را تجربه کرده بودند!<br />
جنگ اول و دوم جهانی، اشغال سرزمین‌های مردم مظلوم فلسطین، اشغال ویتنام، افغانستان، جنگ دو کره، و ده‌ها اشغال و تجاوز دیگر، همه و همه برآمده از چنگ و دندان تیزکردن‌های این دو گفتمان، به‌ویژه از نوع غربی آن، بود و مردم نیز آن را فراموش نکرده بودند!<br />
گرچه این دو گفتمان، در ادبیات ساختاری و سیاسی و جامعه‌شناسی سیاسی متفاوت بودند، ولی همان‌طور که اشاره شد، قانون گرگ‌ها بر آن حکومت می‌کرد، که نباید چشم به هم گذاشت؛ چون انسان، گرگِ انسان است. در چنین فضایی، آیا انسان می‌توانست آرامش را تجربه کند و روی آسایش را ببیند؟!<br />
«انسان عصر ما، برخلاف گذشتگان، در اعماق قلب خود، حس می‌کند که نوعی &#8220;صلح همگانی&#8221; در روزگار ما، ضرورتی اجتناب‌ناپذیر و فوری یافته است. قبل از برآوردن این ضرورت، ما در هراسی روزانه، زندگانی را به‌سر می‌آوریم و هر لحظه، بیم آن را داریم که بلایی بر همه ما نازل گردد.» اشتباه نکنید؛ این واژه‌ها از ما و از سرزمین ما برنخاسته‌اند، که این‌گونه می‌نماید. این، سخن &#8220;آرنولد توینبی&#8221; مورخ و جامعه‌شناس شهیر انگلیسی است که در کتاب &#8220;جنگ و تمدن&#8221; خود آورده است.<br />
تندمزاجی هر دو گفتمان، که علاوه بر شیپورهای آنان، در میدان و صحنه‌های تجاوز آن‌ها نیز، لمس شده بود، اجازة بالا آمدن هیچ فریادی را نمی‌داد. در میدان جغرافیای ارضی و امنیتی دو گفتمان، کم نبودند انسان‌هایی که به‌دلیل نواختن حتی اندکی سازِ مخالف، در سیاه‌چال‌ها به‌سر می‌بردند و از انواع شکنجه‌ها در رنج بودند.<br />
انقلاب اسلامی، با رنگ و بوی خدایی که رحمت او بر همة صفاتش بیش و پیش است، به‌وسیلة رهبری الهی، آن هم در سر زمینی که ژاندارم غرب در آن حکومت می‌کرد، سر بر آورد و از همان آغاز، به هر دو گفتمان «نه» گفت و نظامی متفاوت از تمام نظام‌های موجود، سامان بخشید.<br />
در همان ابتدا، اقدام به شکل‌دهی ساختارهای مورد نظر خود، بر مبنای گفتمان ارائه‌شده کرد؛ و در مقابل تمام اقدامات تخریبی، براندازی، تروریستی و تجاوزگرانة آنان (نظام سلطه)، در عین مظلومیت ایستاد، قامت برافراشت و خود را به انسان‌های حیرت‌زده عالم نشان داد.<br />
اساس گفتمان این انقلاب، بازگرداندن امید از دست‌رفتة بشر به او است، و این امید، رجوع به وحی الهی دارد.<br />
«هان ای ملت‌های جهان، که همه مستضعفید، از جا برخیزید و حق خود را بستانید و از عربده‌های قدرت‌مندان نهراسید، که خداوند با شماست و زمین «ارث شماست»، وعدة خداوند متعال، تخلف‌ناپذیر است.» (امام‌خمینی رحمت‌الله علیه۱۵/۱۱/۱۳۸۵)<br />
پس، اساس گفتمان انقلاب اسلامی را، این موضوعات شکل می‌داد:<br />
- ای مستضعفان، که در تعبیر حضرت امام، همان حزب‌الله هستند، چه مسلمانان و چه غیرمسلمان. خداوند هست و با شماست<br />
- خداوند وعده کرده است که زمین ارث شماست(قصص،۵)<br />
- وعدة خداوند، صادق است و هیچ شک و شبهه‌ای در آن نیست! (یا صادق الوعد، دعای جوشن کبیر)<br />
- با اتکای به این خدا، علیه عربده‌کشان سلطه‌جو، که حق شما را پای‌مال می‌کنند، برخیزید.<br />
در این گزاره‌ها، جهان‌بینی، آخرت‌بینی، حقیقت‌پذیری، اعتقاد و اعتماد به خالق، آینده‌داری، ستم بر ضعفا و دفاع از آنان نمایان است.<br />
این گفتمان، به مدت ده سال بر نظام جمهوری اسلامی ایران حاکم بود، در حالی‌که جامعه، شدیداً زیر شلاق‌های مختلف ترور شخصیت‌های برجسته تا مردم عادی، دامن‌زدن به اختلافات قومی، قبیله‌ای و منطقه‌ای، اغتشاش و ناامنی‌های متعدد، کودتا، جنگ روانی و سرانجام تجاوز به سرزمین‌های غربی و جنوبی کشور بود.<br />
با این همه، هم‌چنان این گفتمان، قابلیت‌های خود را عرضه می‌کرد و مردم و مسؤولا نی که از متن جامعه برخاسته بودند در کنار هم، مسیر دفع و رفع فتنه‌ها و آشوب‌ها و اغتشاشات و تجاوزها را طی کردند.<br />
با پایان یافتن دوران دولت «تثبیت و پایداری» انقلاب و نظام اسلامی، همراه با وداع امام با امت که به دیار جاوید رهسپار می‌شد، دوران «دولت سازندگی» یا «توسعة اقتصادی» آغاز شد.</p>
<p>عوامل فرود<br />
در دوران دولت توسعة اقتصادی، در اساس سه موضوع، مورد توجه واقع شد. ۱- ساختن برخی از زیربناهای اقتصادی ۲- جهت‌دهی فکری و هم‌زمان برنامه‌ای اقتصاد کشور ۳- کادرسازی برای ادارة امورات مختلف کشور.<br />
الف:<br />
۱) در ساخت و سازهای برخی از زیربناهای اقتصادی، با فشار نیروهای رزمنده، به گوشه‌ای از توان‌مندی‌های رزمندگان، میدان داده شد.<br />
برخی از میادین هم، در اصل متعلق به سازمان‌های رزمندگان و عرصة فعالیت آنان بود؛ و آنان باید کارهای خود را دنبال می‌کردند، مانند: صنایع دفاعی و برخی از دانش‌هایی که مرتبط با موضوع دفاع بود.<br />
اما در گسترة سیاست‌گذاری‌های اقتصادی و اجتماعی (فرهنگی و هنری)، که شاکلة حرکت دولت و ملت را سامان می‌بخشید، به چند دلیل عمده، عوامل تکنوکرات میدان‌داری کردند، و جای نیروهایی با گفتمان انقلاب اسلامی، که اکثر مطلق آنان، میدان‌داران دفاع مقدس بودند، خالی ماند.<br />
البته برای جذب مستعدان جبهه‌ای که حاضر به پذیرش تفکر، بینش و روش آنان بودند با فراخوان عمومی، اسباب جذب فراهم شد. برخی هم رفتند، و پس از گذشت اندک زمانی، هم‌چنان که در بینش و روش، از گفتمان انقلاب، نقل مکان کردند، خانه و کاشانه‌شان هم به قسمت مرفه‌نشین شهر منتقل شد و نوع گویش، پوشش، وسیلة نقلیه و حتی محل‌های خریدشان نیز تغییر کرد.<br />
این دلایل دو وجه دارد، از طرفی به رزمندگان حاضر در میدان نبرد برمی‌گردد و از سویی، به متفکران و سران دولت سازندگی.<br />
۲) رزمندگان، از یک طرف، به‌نوعی هم‌چنان درگیر موضوعی به نام تجاوز دشمن بودند، چون آتش‌بس به معنی پایان جنگ نبود؛ بلکه معنی حقیقی آن چیزی همانند این معنی بود &#8220;نه جنگ و نه صلح&#8221;. و این یعنی تهدید پابرجاست و نمی‌شود از آن غفلت ورزید، که نفس این موضوع نیز جای &#8220;تأمل&#8221; دارد.<br />
۳) دیگر مسأله‌ای که عناصر گفتمان انقلاب اسلامی را درگیر کرده بود، فضای حقیقی و بهشتی میدان نبرد و رحلت حضرت امام &#8211; رحمت‌الله علیه &#8211; بود.<br />
هنوز در خصوص روایت حقیقی فضای جبهه، قلم و فکری کارآمد که بتواند واقعیت آن را به دیگران نشان دهد، دیده نشده است، تا موضوع مورد اشاره، به‌خوبی درک و دریافت شود. ولی واقعیتی است که نمی‌توان آن را کتمان کرد.<br />
نیروهای رزمنده، با شوکی عجیب، مواجه شده بودند. از یک طرف، پذیرش قطع‌نامه، با شرایط پیچیدة خود، که برخی از مسائل آن هنوز نیز تبیین نشده است، و از طرف دیگر، بار عزیمت بستن حضرت امام و بار سنگین تداوم راه.<br />
۴) از دیگر سو، نیروهای حاضر در میدان نبرد، فرصت لازم برای اندیشه و فکر و طراحی ورود به فضای اجرایی کشور، که لازمه‌اش عبور از سدهای سیاسی حزب و گروه‌های کهنه‌کار و نوظهور بود، را نیافته بودند و با روش ساده و بی‌آلایش و پر از اخلاص و گذشت و ایثار و نخواستن‌هایی که بر آنان حاکم بود، با ورود به این حوزه، به ظاهر هم‌خوانی‌های لازم را نداشت!<br />
به همین دلیل، ادبیات آنان، دارای ویژگی‌های خاصی بود که با شعبده‌بازی‌های باند و حزب و گروه‌ها نمی‌توانست در یک دالان جمع شود و به رقابت بپردازد، حتی در سطح نظریه‌پردازی. و برای شکل و سامان‌دادن به فضای اجتماع، که برآیند آن، افکار عمومی به حرکت‌در آمده‌ای مبتنی بر نگرش ایمانی مردم که همان گفتمان انقلاب اسلامی است، باید با تدبیر و در ظرف زمانی لازم برنامه‌ریزی می‌شد؛ که البته این فرصت، آن‌چنان‌که لازم بود، هیچ‌گاه فراهم نشد. منتهی نیروهای انقلاب، دست از امید و تلاش نکشیدند.<br />
ب:<br />
و اما دلایلی که مرتبط با عوامل دولت سازندگی است، خود نیز ویژگی‌هایی دارد، که بخش عمدة آن، از این نوع‌اند:<br />
۱) پافشاری بر نوعی مدیریت آمرانة غیرمنعطف، که بالطبع، تنگی و بستگی میدان را شکل می‌داد، اجازة میدان‌داری در همان عرصة تنگ، به عناصری که اگر چه به ظاهر، ادبیات خود را با بخش‌هایی از ظواهر گفتمان انقلاب اسلامی در هم آمیخته و ارائه می‌کردند، لکن تفکر واقعی و عمل آنان، ترجمان گفتمان سرمایه‌داری نئولیبرلیستی بود.<br />
پس، طبیعی می‌نمود که نسخة توسعة اقتصادی، با ترجمة &#8220;بانک جهانی&#8221; و القای کارشناسان آن و وابستگان فکری مرتبط، که در ترددهای مختلف پی‌گیر موضوع بودند، مورد توجه واقع شود.<br />
«نئولیبرالیسم، الگوی مشخص اقتصاد سیاسی دوران ماست. این الگو، به سیاست‌ها و روندهایی اشاره دارد که از طریق آن‌ها، منافع خصوصی تعداد نسبتاً معدودی، تا جایی که امکان دارد، بر زندگی اجتماعی حاکم می‌گردد تا سود شخصی‌شان به حداکثر رسد. نئولیبرالیسم، که اساساً با سیاست‌های ریگان و تاچر مرتبط است، در دو دهة گذشته، گرایش غالب اقتصاد سیاسی جهانی بوده است و احزاب سیاسی میانه‌رو، و بخش اعظم چپ و نیز راست سنتی! آن را الگوی خویش قرار داده‌اند. این احزاب و سیاست‌هایی که اجرا می‌کنند، منافع آنی سرمایه‌داران بی‌نهایت ثروتمند و کم‌تر از یک هزار شرکت بزرگ را نمایندگی می‌کنند.» (نوام چامسکی، بهره‌کشی از مردم، نئولیبرالیسم و نظم جهانی، ترجمة حسن مرتضوی، نشر دیگر، مقدمه)<br />
۲) این جماعت با توسل قشری و لایه‌ای به گفتمان انقلاب اسلامی، حرکت‌ها، و برنامه‌های خود را در هاله‌ای از قداست معرفی می‌کردند تا کسی جرأت نقد نداشته باشد و اگر اندک افرادی به خود اجازة بیان مطالبی را می‌دادند، سریع آنان را به‌عنوان کسی که به مقدسات دست‌اندازی کرده است، معرفی می‌کردند و بر او می‌تازیدند.<br />
۳) از دیگر برنامه‌های این گروه مبارزة معنی‌دار با ارزش‌های اسلامی و ملی مردم در قالب نوعی ادبیات دینی- اسلام سرمایه‌داری- بود که در روند خود، خسارات مهمی به جامعه تحمیل کرد.<br />
البته این مسائل از نیازهای اساسی برای پیاده‌شدن توسعة اقتصادی ارائه‌شده، توسط بانک جهانی بود. این توسعة اقتصادی، با تجربیاتی که در جوامع دیگر، به‌ویژه اروپا و آمریکا داشت، نیازمند کارگر ارزان و جامعة مصرف‌گرا بود.<br />
ارزان‌ترین کارگر، &#8220;زن&#8221; است و زن از نگاه اینان در جامعة ما، برای ورود به عرصة کار مورد نظر توسعة اقتصادی، دو مانع جدی بر سر راه خود داشت.<br />
اول چادر &#8220;حجاب برتر&#8221;، که هم در ترددهای مورد نظر این توسعه و کار در میادین آن، ایجاد مشکل می‌کرد، و هم این‌که در فرهنگی که چادر اقتضا می‌کند، مصرف‌گرایی نمی‌تواند آن‌چنان‌که لازمة‌ توسعه است، قد برافرازد. پس &#8220;چادر زن مسلمان ایرانی انقلابی&#8221; مورد هجوم قرار می‌گیرد، و به اشکال مختلف، به باد انتقاد گرفته می‌شود.<br />
و این، یعنی جلوگیری از عرصه‌داری همان کسانی که در اساس، زندگی و عمل‌شان ترجمان گفتمان انقلاب اسلامی است، آن هم با بهره‌گیری از افکار عمومی جامعه. از دیگر سو، همین ادبیات، برای تکمیل چرخة فاصله‌اندازی بین نیروهای انقلاب و نظام مدیریتی و اجرایی کشور، که پیش از این اشاره شد، و باید از مرزهایی عبور می‌کرد که مستلزم روندی خاص است، به ظاهرِ نیروهای رزمنده هم حمله کرد و حتی ریخت و لباس آنان را، زننده و زشت معرفی کرد.<br />
این حمله، دو کارکرد اساسی داشت، یکی این‌که جماعت اهل گفتمان انقلاب اسلامی را در افکار عمومی، از چشم می‌انداخت و زیر سؤال می‌برد، و دیگر این که، راه را برای درهم ریختن &#8220;مرزها&#8221;ی ظاهر، که آنان در حفظ آن لازم بود رنج‌هایی به خود بدهند تا همواره به فریب افکار عمومی بپردازند، باز می‌شد و هم مانع و سدی قوی از سر راه مصرف‌گرایی برداشته می‌شد، چرا که اساس ظاهر این افراد، ساده، بی‌آلایش و به‌دور از تنوع‌پردازی‌های بی‌منطقی شکل می‌گرفت، که در اساس، مغایر با توسعة اقتصادی ارائه‌شدة غرب بود. این سادگی، موجب قناعت و نپذیرفتن مصرف‌گرایی نیز بود، آن هم با ویژگی‌ها و دستاوردهایی که آنان، از هشت سال دفاع مقدس داشتند که الگوهایی موجه، برای نوجوانان و جوانان و به تعبیری کل جامعه بودند. راه‌برد مصرف کم و نتیجة بالا که جنبش مقاومت اسلامی لبنان و حماس در فلسطین، امروز آن را در دفاع از اسلام به‌کار می‌گیرند، محصول دفاع مقدس ملت ماست که متأسفانه به موقع، اجازة ورود به فضای زندگی مردم نیافت.<br />
۴) اما در کادرسازی: کنار خدمات حداقلی که برای رزمندگان قائل شدند؛ خود با شکل‌دهی و سامان‌بخشی تحت عناوین مختلف بورس‌های تحصیلی متنوع، عناوین گوناگون شغلی را به هم‌فکران و همراهان خود دادند و بی‌دغدغه به دریافت مدارک و امتیازها پرداختند و در کنار آن، به شکل‌دهی حزب نیز پرداختند تا در روند پیشِ روی جامعه، خود همواره نامزدهای اصلی حاکمیت در دولت و مجلس و مراکز دیگر باشند.<br />
کپی رنگ و رو رفتة توسعه اقتصادی سفارش‌شدة بانک جهانی، اگر چه خود را در پناه شمایل زیبای برخی از فعالیت‌های سازندگی نیروهای انقلاب پنهان می‌کرد، اما رفته‌رفته، چهرة واقعی‌اش نمایان شد. فاصله طبقاتی شدت گرفت و محرومیت‌های دهک‌های پایین مضاعف شد.<br />
لکن آحاد مردم، به روشنی تضاد بین ادبیاتِ به ظاهر منطبق با گفتمان انقلاب اسلامی و در عمل مغایر با آن را نمی‌دیدند، که البته این نیز دلایلی داشت که یکی رسانه‌ها بودند، به‌ویژه رسانه ملی. رسانه‌ها به‌ویژه رسانة ملی، اگر نگوییم به‌نوعی عوام‌زدگی می‌کرد، به جرأت می‌توانیم بگوییم، که از درک و دریافت درست از حقایق موجود دور بود، و یا جرأت و فکر لازم برای پرداختن به آن را نداشت. و این در حالی بود که عناصر خاصی- اگر چه اندک &#8211; در رسانه‌ها، به نفع گفتمان حاکم، در تلاش بودند و از این فرصت بهره می‌گرفتند.<br />
پیامدهای طبیعی به فرود کشاندن گفتمان انقلاب اسلامی در لوای ظواهر آن، با توسعة اقتصادی سفارش‌شدة بانک جهانی، پرداختن به تحول اجتماعی، حرکت به‌سمت مصرف‌گرایی و طمع‌ورزی و آزمندی برای یک شَبِه به نام و نوا رسیدن و تجمل‌گرایی بی‌حد و حصری بود که خود، موجبات بالا رفتن سن ازدواج را فراهم می‌کرد، که فی نفسه عواملی چون بی‌بند و باری اخلاقی را نیز در پی داشت. و صد البته، فقر هم به این تهدید دامن می‌زد. فقرِ آن بخش مهمی از دهک‌هایی که فاصله‌اشان در به‌دست آوردن ثروت‌های آن‌چنانی، توسط عده‌ای قلیل مضاعف شده بود!<br />
این‌ها، کلیت ناصواب توسعة اقتصادی غربی را نشان می‌دهد، درحالی‌که ناعدالتی‌های این گفتمان، در سایة ظواهر موجه، در بخش‌های جزئی‌تر نیز کم نبود. به‌عنوان مثال، در دهة‌ اول انقلاب اسلامی، جنگ تحمیلی بیش‌ترین وقت و فرصت‌های انقلاب را مصروف خود می‌کرد و تمام تدارکات آن، از طریق جاده‌های مواصلاتی بخش جنوبی و بخش مهمی از جنوب شرقی کشور مانند هرمزگان، فارس، خوزستان، انجام می‌شد و در اصل جنوب غرب کشور و جنوب آن، نقطة ثقل تهدید و حتی تأمین بخش مهمی از محصولات کشاورزی و نفت کشور محسوب شد؛ حال آن‌که در دوران سازندگی، خطوط ریلی، سراغ هیچ‌کدام از شهرهای این منطقه را نگرفت و حتی ریل‌های مسیر خوزستان، هم‌چنان (و هم‌اکنون) از عقب‌مانده‌ترین ریل‌های کشور به شمار می‌روند. و بودند استان‌هایی که در دوران توسعة اقتصادی، از یک طرح ملی هم محروم ماندند و در عمل رشد و حرکت سازندگی در آن‌ها، بطئی و کم‌رنگ انجام می‌شد.<br />
از این منظر، تفکر توسعة اقتصادی توصیه‌ای، موجب برهم‌زدن تعادل جمعیت در کشور نیز شد. کلان‌شهرها با هجوم کشاورزان ساکن روستاها و شهرهای کوچک، شکل ناهمگون فعلی را به خود گرفتند. اقتصاد خانواده‌محوری که می‌توانست ضمن تجهیز برای رشد، هویت تاریخی خود را هم‌چنان حفظ کند، مورد بی‌مهری قرار گرفت و صنایع کلان ماشینی مورد توجه واقع شد.<br />
دانشگاه‌های مختلف دولتی، پیام نور و آزاد در گوشه‌گوشه‌های کشور اقدام به جذب دانشجو کردند، و بدون هیچ توجیه منطقی و علمی، جوانان قومیت‌های مختلف کشور را به این سو و آن سوی کشاندند که خود موجبات فراهم‌شدن شرایطی نابهنجار شد.<br />
مُدِ مدرک‌گرایی که از نیازهای توسعة توصیه‌شده بود، بالا گرفت و پیامدهای منفی آن نیز دامن بخش‌های مختلف ساختاری نظام‌های اجتماعی را فراگرفت و&#8230;<br />
توسعة اقتصادی مورد نظر بانک جهانی که یکی از سازمان‌های چندلایه‌ای نظام سلطه است و در نهایت، منافع آنان را باید تأمین کند، بسترساز مقطعی شد که باید در جامعه، پذیرش شعارهایی خاص را انتظار می‌داشت. شعارهایی که نشان می‌دهد حتی تحمل پذیرش ظاهری گفتمان انقلاب اسلامی، را هم ندارند، چرا که خاستگاه آن نئولیبرالیسمِ برآمده از تمدن خشونت‌بار غرب است.<br />
برخی از صاحب‌نظران زبان‌شناس و اندیشمندان حوزة مسائل گفتمان اجتماعی، برای واژه‌هایی مانند، دموکراسی، آزادی، جامعه مدنی، حقوق بشر و&#8230; در مقابل عدالت، مهرورزی، صلح، وحدت، انسانیت، حق‌پرستی و&#8230; قائل به زمختی و خشونت هستند، و صد البته که بررسی تاریخی دو قرن اخیر، به‌ویژه یک صد سال گذشته، به روشنی آن را تأیید می‌کند(همة جنگ‌های معاصر دارای خاستگاه غربی است.)<br />
اما این واقعیتی بود که در جامعة ما اتفاق افتاد و از این ادبیات، که با واژه‌های غلیظ گفتمان کهنه، فرتوت و فرسودة غرب به میدان آمده بود، استقبال شد و منطق فلسفة تاریخ نیز، آن را تأیید می‌کند که بعد از آن شرایط، باید چنین ادبیاتی مورد استقبال قرار گیرد.<br />
چرا که بخش اندکی از جامعه، از مواهب دنیایی حاصل از منابع ملی، بهره‌مند شده‌اند و برای خیز برداشتن آحاد جامعه، به‌سمت سراب چنین شرایطی نیز، تبلیغ شده است و ادبیاتِ برآمده از گفتمان انقلاب اسلامی نیز، مورد تحقیرقرار گرفته و به حاشیه رانده شده است و برخی از مظاهر آن نیز مورد طعنه و تمسخر واقع شده است، و از سویی، آن را مانع توسعه و رشد هم قلمداد کرده‌اند.<br />
از این‌روست که گفتمان انقلاب اسلامی، به وسعت اندکی که ویژه برخی از بخش‌های حاکمیت است، تنزل کرده است و اساساً دولت و مجلس از آن، روی‌گردانی نشان داده‌اند، و حتی آن را در رسانه‌های مورد حمایت خود، شدیداً مورد تهاجم قرار داده‌اند و ریشه‌های اعتقادی، تاریخی و سرچشمه‌های اصلی آن (مانند عاشورا) را نیز به باد فحاشی گرفته‌اند و مورد حمله قرار دادند.<br />
این جماعت که مولود توسعة اقتصادی توصیه‌ای غرب هستند، به‌رغم شعار طرف‌داری از مردم و جلب آنان توسط حاکمان، عملاً می‌گفتند«رضایت بی‌رضایت، باید افکار عمومی را به دل‌خواه کنترل کرد»، که البته کنترل افکار عمومی، معنی خاص خود را داراست و یعنی این که، باید افکار عمومی مورد نظر خود را در اذهان جامعه به‌وجود آورد، یا همان ساختن افکار عمومی؛ پس، کار برای مردم و رفع نیازهای آنان بی‌معنی است. باید به مقاصد خود رسید و با شگردهای جنگ روانی، افکار عمومی را به کنترل خود درآورد. مراجعه به بخشی از مطبوعات مقطع سال‌های ۱۳۷۶ تا ۱۳۸۳ مؤید این ادعاست.<br />
سرخط‌هایی (تیتر) که جهت‌دار، تحقیر هویت دینی، ملی و قومی را در مقابل بیگانگان، دنبال می‌کردند؛ سلطه‌پذیری را ترویج و نزاع و درگیری‌های دروغین می‌ساختند و یا از کاه، کوه‌سازی عجیب و غریب انجام می‌گرفت و کار به جایی رسیده بود، که برخی از فرط خوشحالی برای خوش‌خدمتی به بیگانگان، به مقدس‌ترین شعائر دینی و ملی نیز، خنجر می‌کشیدند و حتی به پیامبر اعظم صلی‌‌الله و علیه و آله و عترت آن عزیز و قرآن مجید نیز، اهانت می‌کردند الخ&#8230;</p>
<p>عناصر فراز<br />
۱) قبل از این رخ‌داد، در نوشته‌های شهید سیدمرتضی آوینی خطاب به مواضع مدعیان روشن‌فکری که وادادگی در مقابل بیگانگان، شاخص اصلی حیات اجتماعی آن‌هاست، خوانده بودیم که «گیرم که تجربة جمهوری اسلامی در ایران، موفق نشود، انقلاب اسلامی مسیر خود را در دنیا دنبال خواهد کرد» (نقل به مضمون) پس، اولین چیزی که باید در وجود نیروهای انقلابی عمیق‌تر می‌شد و استمرار می‌یافت، مسأله‌ای به نام &#8220;امید به آینده بود.&#8221;<br />
رهبر معظم انقلاب در مواردی به این مهم توجه دادند و استقامتِ توام با امیدواری را گوش‌زد فرمودند. یکی از هنرمندان عکاس دفاع مقدس، که از چهره‌های شناخته‌شدة فراملی است، شبی زمستانی در سال‌های ۷۷ یا ۷۸ هنگامی که از سَرِ برنامه‌ای تلویزیونی بازمی‌گشتیم، در جمع چهار، پنج نفری داخل ماشین، با اطمینان خاصی گفت: چند سال باید «صبر» کرد و روی واژة صبر هم برای آن‌که تلخی و سختی آن مورد توجه واقع شود، تأکید کرد، فقط چند سال، پس امیدواری توأم با صبوری آگاهانه، بستر اساسیِ به فراز آمدنِ گفتمان انقلاب اسلامی شناخته شد و مورد توجه واقع گردید.<br />
۲) اصلی به نام خدمت‌گزاری به مردم، در دستور کار قرار گرفت و تلاش شد تا به‌وسیلة نیروهای دارای تفکر انقلابی، این موضوع به ادبیات گفتاری و رفتاری تمام ساختارهای حاکمیت رسوخ پیدا کند. و این مهم، از آن‌جا مد نظر قرار گرفت که رهبر معظم انقلاب اسلامی فرمودند:<br />
«مبارزه با آمریکا، خدمت به مردم است» (نقل به مضمون)، پس خاستگاه خدمت و خدمات‌رسانی به مردم، گفتمان انقلاب اسلامی است؛ همان گفتمان که از اول، روی این موضوع تأکید داشت، منتهی موانعی در این مسیر ایجاد شد و عواملی مانند توسعة اقتصادی موجب شد که از دستور کار خارج شود که نشانة عینی آن، ادغام وزارت جهادسازندگی با وزارت کشاورزی بود.<br />
اما روح انقلاب و ماهیت و ذات آن، نمی‌توانست این خلأ را تحمل کند. لذا شاهد شکل‌گیری پدیده‌ای به نام بسیج سازندگی، هم‌زمان با همین سال‌ها هستیم (۱۳۷۸-۱۳۷۹) که سازندگی و خدمات‌رسانی به محرومان و آن بخشِ مورد غفلت‌واقع‌شدة جامعه را در دستورکار خود داشته و دارد.<br />
به عبارت دیگر، انقلاب اسلامی، برای تحقق شعار و اهداف خود، بسترسازی کرد و نیروهای دل‌سوز آن نیز در این بسترها، از جان و مال مایه گذاشتند و در میدان عمل حاضر شدند.<br />
۳) از دیگر عناصر، مکالمة صادقانه، ساده و صمیمی با آحاد جامعه بود. برقراری ارتباط چهره به چهره و رودررو با مردم و تبیین حقایق و واقعیت‌هایی که در عرصة اجتماعی رخ می‌داد. البته همراه با معیارهای فرهنگی، علمی و رسانه‌ای، برای انتقال صحیح و لطیف این معنا و مفهوم.<br />
این مهم، در قالب ارتباط‌گیری‌های فردی، گروهی، جمعی و سازمانی دنبال می‌شد و به سطح توده‌ها و آحاد قشرهای مختلف مردم رسید.<br />
این ارتباط، تنها برای ارائة یک‌طرفة نظرها و دیدگاه‌ها نبود، بلکه عاملی برای دریافت معنا و مفهوم آن‌چه در فکر، ذهن و سینة مردم می‌گذشت نیز بود. برقراری ارتباط با آحاد افراد جامعه، در نگاه روان‌شناسی اجتماعی، کارکردهایی دارد و از نگاه جامعه‌شناسی نیز برآیندهایی دیگر؛ اما از منظر گفتمان انقلاب اسلامی، این ارتباط دارای معنا و مفهومی ورای این مسائل است. حرکتی پرعمق، به منظور همراهی و هم‌‌دلی برای تحقق همان هدفی است، که انسان به آن &#8220;عهد&#8221; کرده است.<br />
۴) از دیگر موارد مؤثر، تبیین واقعیت‌ها در زمینة توفیقات مهم دانش و دستاوردهای علمی و فنی عناصر انقلابی در حوزه‌های مختلف به‌ویژه هسته‌ای، نانو، سلول‌های بنیادین، سدسازی، ساختن پالایشگاه، بنادر و دیگر مواردی است که جز با روحیة انقلابی، ایمان، میهن‌دوستی، سلطه‌ستیزی، عزت و افتخارخواهی، برای ملت و کشور میسر نخواهد بود.<br />
این حقایق، ضمن ایجاد غرور ملی و عزت و افتخار برای تک‌تک ایرانیان سربلند، نفی‌کنندة آن چیزی بود که علیه گفتمان انقلاب اسلامی شعار داده می‌شد؛ دال بر این‌که رشد و بالندگی و به‌دست آوردن دانش‌های روز، با گفتمان و ادبیات انقلاب اسلامی میسر نیست؛ ولی مردم می‌دیدند که فکر و دست‌های فرزندان انقلابی‌شان است که این افتخارات را فراهم آورده است.<br />
واقعیت‌های تبیین عمومی‌شده در این باره، هم چون پتکی بود بر سَرِ کسانی که نمی‌توانستند توفیق نظام جمهوری اسلامی در ذیل گفتمان انقلاب اسلامی را ببینند.<br />
۵) به صحن علنی اجتماع آوردنِ موضوع عدالت‌خواهی و مطالبة آن از دولت‌مردان و سران نظام، از دیگر مواردی است که در به فراز آوردن گفتمان انقلاب اسلامی، نقش ایفا کرد.<br />
کم‌کردن فاصلة طبقاتی و رسیدگی به دهک‌های پایین جامعه، که توسعة اقتصادی، آن را زیاد کرده است و متعاقب آن و فشار مضاعفی بر آنان وارد شده است، از موارد مهم و بنیادین مسیر تعالی انقلاب است که باید در دستور کار قرار می‌گرفت.<br />
تحقق عدالت، امری یک‌طرفه، مثلاً از بالا به پایین یا از پایین به بالا نیست، بلکه حرکت همه‌جانبه‌ای را می‌طلبد که عنصر اساسی آن، مطالبة اجتماعی، در تمام سطوح و ابعاد است. مردم و آحاد جامعه باید آن را بخواهند و پی‌گیری کنند، مسؤولان و سران نظام هم، باید ضمن باورداشتن، به آن عمل کنند. البته این اعتقاد، باید در میدان عمل، رفتار برنامه‌ای و اجتماعی و عملیاتی آنان نمایان باشد، نه صرفاً در گفتار و شعارهای آنان.<br />
۶) یکی دیگر از عناصر به فراز آمدن گفتمان انقلاب اسلامی، توانایی ایجاد امنیت و آرامش اجتماعی در شرایطی بود که دشمنان بیرونی و عقبه‌های داخلی آنان، با اشکال مختلف، در صددِ ناکارآمدکردن ساز و کارهای ساختار امنیتی کشور بودند.<br />
امنیت در کنار سلامت و صحت، از نیازهای بنیادی در حفظ و تداوم یک ساختار سیاسی-اجتماعی است، به همین دلیل ساختارهای متولی امنیت در کشور به‌شدت مورد تعرض قرار گرفت و در بخش‌هایی نیز آسیب جدی دید، اما ایجاد امنیت و آرامش اجتماعی آسیب ندید. بلکه مردم احساس کردند که این نظام، توانایی بالایی در ایجاد امنیت و آرامش اجتماعی دارد.<br />
ایجاد و تداوم امنیت و آرامش اجتماعی در کشور اسلامی ایران، تقریباً با اکثر کشورهای دنیا قابل مقایسه نبوده است و نیست. زندگی در سایة امنیت، آرامش دارد و خانواده می‌تواند با اطمینان، به فعالیت‌های خود ادامه دهد و بخش‌های مختلف دیگر، می‌توانند به موجودیت خویش تداوم بخشند.<br />
۷) از موارد مهم دیگر ، پاسخ‌گویی فکری و علمی به سؤال‌های مطرح‌شده بود. عناصر دارای استعداد در دانشگاه و حوزه و مراکز دیگر، با تولید محصولات علمی، فکری، اعتقادی، سیاسی، اجتماعی، فلسفی، اخلاقی، تربیتی، کلامی، رسانه‌ای و&#8230; به بهترین شکل، شروع به پاسخ‌گویی کردند. پاسخ‌گویی به شبهاتی که به‌عنوان سؤال مطرح شده بود، توانست گام بلندبالایی در جهت تصحیح افکار عمومی بردارد و آن را به‌سمت گفتمان انقلاب اسلامی سوق دهد.<br />
کشاندن شبهات علمی مربوط به فضاهای حوزوی و دانشگاهی، به صحن علنی جامعه، با هدف تضعیف و ناکارآمد نشان‌دادن مبانی دینی و انقلابی انجام می‌شد، اما دین و انقلاب، فراتر از آن‌چه تصور می‌شد، به آنان پاسخ دادند.<br />
 <img src='http://www.abdollahamidi.com/wp-includes/images/smilies/icon_cool.gif' alt='8)' class='wp-smiley' /> بالاتر و والاترین عنصر، نشان‌د‌ادن پیوند عمیق بین امت و امام بود!<br />
گفتمان لیبرالیستی میدان‌یافته در حوزة مطبوعات، که به بخش‌هایی از ساختارهای نظام نیز دست یافته بود، نوک حملات خود را متوجة ولایت کرد، و آحاد مردم، به محض متوجه‌شدن از ذات و ماهیت آنان، برای چندمین بار، به تجلی حقیقت باطنی خود اقدام کردند.<br />
پیوند فطری بین ولایت و امت، عنصری است که «به تشخیص مردم»، لازم دیده شد که به ظهوری چندین‌باره برسد و نمایش آسمانی خود را به تبلور رساند. نه تنها مناسبت‌ها و شرایطی که امکان بروز جمعی آن فراهم بود، بلکه در گفت‌وگوهای دو نفره تا چند نفره نیز، به نمایش درآمد، و به‌دنبال فرصت بود، تا در عمل و انتخاب نیز، به آن توسل جسته شود. و چنین هم شد!</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=70</wfw:commentRss>
		<slash:comments>3</slash:comments>
		</item>
		<item>
		<title>عدالت گفتمان نخبگانی</title>
		<link>http://www.abdollahamidi.com/?p=22</link>
		<comments>http://www.abdollahamidi.com/?p=22#comments</comments>
		<pubDate>Sat, 01 Oct 2011 04:24:52 +0000</pubDate>
		<dc:creator>عمیدی</dc:creator>
				<category><![CDATA[دسته‌بندی نشده]]></category>

		<guid isPermaLink="false">http://www.abdollahamidi.com/?p=22</guid>
		<description><![CDATA[در دومین نشست اندیشه های راهبردی که با موضوع &#8220;عدالت&#8221; و در محضر مقام معظم رهبری برگزار شد، حضرت ایشان فرمودند: «&#8230;بحث عدالت بایستی به یک گفتمان نخبگانی تبدیل شود. باید این مسأله را دنبال کنیم و پیگیری این بحث &#8230; <a href="http://www.abdollahamidi.com/?p=22">ادامه‌ی خواندن<span class="meta-nav">&#8594;</span></a>]]></description>
			<content:encoded><![CDATA[<p>در دومین نشست اندیشه های راهبردی که با موضوع &#8220;عدالت&#8221; و در محضر مقام معظم رهبری برگزار شد، حضرت ایشان فرمودند: «&#8230;بحث عدالت بایستی به یک گفتمان نخبگانی تبدیل شود. باید این مسأله را دنبال کنیم و پیگیری این بحث را رها نکنیم؛ چون زمینه خیلی زیاد است، نیاز خیلی شدید است&#8230;» (۲۷/۲/۱۳۹۰).</p>
<p><span id="more-22"></span><br />
چرا باید بحث عدالت به گفتمان نخبگان تبدیل شود؟! نخبگان در جامعه چه کارکردی دارند که این بحث باید در میان آنان مطرح باشد؟! اینگونه سئوال ها محملی برای دست یابی به ابعاد امر مهمی چون گفتمان عدالت است.<br />
عدالت هم سپر نظام است و هم برکت در جامعه را دو چندان می کند. حضرت علی علیه السلام فرماید: «عدالت، سپر دولت هاست. به سبب عدالت، برکت ها دو چندان می شود.» (ری شهری، منتخب میزان الحکمه، ص۳۶۱)<br />
اهمیت عدالت هم از زاویة حفظ نظام اسلامی روشن است و هم از زاویة آرامش و امنیت اجتماعی و رفاه مورد نیاز آن.<br />
نخبگان به عنوان مغز متفکر و شاکلة فکری جامعه، اگر عدالت را تبدیل به یک گفتمان مطرح سازند، هم در بین خود موضوع را دنبال خواهند کرد و هم ذهن آحاد جامعه را به آن متوجه خواهند ساخت.<br />
به شکل صحیح مطرح شدن عدالت و به هدف رسیدن آن، نیازمند کار فکری و علمی است که از نخبگان بر می آید، پس تبدیل شدن عدالت به گفتمان نخبگان هم به محتوا رجوع دارد که نیازمند تحقیق، پژوهش و تولید نظریه است و هم به درگیر شدن جامعه، چرا که ذهن جامعه &#8220;معطوف&#8221; به درگیری های فکری نخبگان است.<br />
مقام معظم رهبری در بخشی دیگر از بیاناتشان می فرمایند: «یکی از کارها در عرصة نظری این است که ما عدالت پژوهی را در حوزه و دانشگاه به عنوان یک رشتة تعریف شدة علمی بشناسیم.» (۲۷/۲/۱۳۹۰)، یعنی مسألة عدالت را به عنوان یک جریان در گفتمان انقلاب اسلامی ببینیم که همواره مد نظر باشد، نه موضوعی مقطعی و گذرا.<br />
در مسألة عدالت، موضوعات مختلف و متعددی مطرح است که نیازمندِ به میدان آمدن افراد و مراکز مختلف برای پرداختن به تمام آنهاست.<br />
بسیج از یک طرف به عنوان یک &#8220;سامانة فرهنگی&#8221; و معنوی که موتور محرکة گفتمان انقلاب اسلامی است، می تواند در این میدان وارد شده و به تحقق آن کمک نماید و از طرف دیگر به عنوان یک &#8220;سازمان&#8221; که مسئولیت حفظ و حراست از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی و دست آوردهای آن را بر عهده دارد، باید به عدالت به عنوان یک ابزار حراستی و حفاظتی توجه کند.<br />
حفظ و حراست از انقلاب اسلامی و نظام جمهوری اسلامی به عنوان برترین دست آورد انقلاب، که از وظایف بسیج است، اقتضا می کند که بر مبنای دیدگاه حضرت امیر علیه السلام که کی فرماید:&#8221;عدالت، سپر دولت هاست&#8221; عدالت را ابزاری برای انقلاب و نظام اسلامی بداند و به نیازهای تحقق آن توجه جدی و عملی – نه شعاری- داشته باشد.<br />
پژوهش و تحقیق در عرصة وسیع و عمیق عدالت، نیازمید این نگاه است که تحقق عدالت بقا و استمرار نظام اسلامی را آسان تر و با دوام تر خواهد کرد.<br />
برشمردن مسایل مختلف، فهرست کردن ابعاد و سطوح آن، کمک به شاخص سازی های لازم در عدالت بر مبنای گفتمان انقلاب اسلامی و&#8230; می تواند به عنوان گام های اول این اقدام تلقی شود که شدیدا نیازمند توجه است.<br />
اگر باور کنیم که- به فرمایش حضرت امیر علیه السلام- تهدید جدی علیه نظام، &#8220;بی عدالتی&#8221; است، برای تحقق عدالت بی درنگ اقدام باید کرد و به وسع خویش وظایف و تکالیفی که احساس می شود بر دوشمان است را به انجام خواهیم رساند.<br />
وباید باور کنیم که به طور جد اصلی ترین تهدید علیه نظام اسلامی&#8221;بی عدالتی&#8221; است، برای گسترش عدالت و عمق بخشیدی به آن باید به وظایفمان عمل کنیم.</p>
]]></content:encoded>
			<wfw:commentRss>http://www.abdollahamidi.com/?feed=rss2&#038;p=22</wfw:commentRss>
		<slash:comments>0</slash:comments>
		</item>
	</channel>
</rss>

